وای خدا تو ببین حال خراب چشاش...:)
ی خاطره خنده داره یبار برام اهنگ خوند ینی فک کنم سومین باری ک دیدمش اهنگ محسن یگانه و علی یاسینی و انصافا زیبا خوندحالا :
دختر: برو خواننده شو
پسر:صدام خوبه؟
دختر : خیلی،(پسر ذوق میکند)...میگم اینارو برا من خوندی؟
پسر : خودت چی فک میکنی>؟
دختر : خب باشه نخوندی !
گفتگوی ی دختر 17 ساله و ی پسر 16 ساله سه سال پیش
ب قول خواهرم دوتا اسکل....ولی خدایی انقد سیگار کشیده بود بهم خورده بود فک میکردم 23 سالشه حداقل !
مادرم میشناستنش گفت اگ اون کسی ک فک میکنم باشه پسر فلانی بساز و بفروشه :|
بعیدم نیس والا این همه مشروب و گل و سیگار خیلی خرج میخواس والا :| و اینکه یپسر تو این سن تنها زندگی کنه هم عجیب بود :|
مامان ک مسره حالشو بگیره امیدوارم بیخی شه من ک سپردمش دست خدا :|
ی نکته جالبم اینکه اون موقع سنش این بود قدش 187 بود الان دیگ 18 19 سالشه قدش شده 196
دیگ خیلی بلند شده :|..ولی خداییش من ازش مینویسم درست ولی دیگ تا اخر عمر قصد ندارم بهش پیام بدم
چون هم مامانم لو میره هم کوچیک میشم :| نهایتا دانشگا قبول شم براش عکس بگیرم بفرستم بگم تو حتی تو رشته ای ک من دبیرستان خوندمم قبول نمیشی کاردانشی احمق فک کردی کی هستی ک ب خودت اجازه دادی با هم همچین رفتاری کنیو همچین کاری کنی و منو ب خونت دعوت کنی ؟
حتی دیگ پروفشم چک نمیکنم همین !
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی