من ک از بروزا محدودم برای شما مینویسم ! من بعد ۴ سال رابطه با کاپیتان خودم تمومش کردمچن وقت پیش متاسفانه اصلا اون چیزی ک فک میکردم نبود کار نمیکرد بیرون نمیبرد فقط خونه. و حتی چن بار از من پول گرفت ! نمیدونم مرد زندگی نبود خیلی خودشیفته و شکاک میگفت تو بمن دعا دادی ک اینجوری عاشقت شدم نرو یکی نیس بگه تو بمن دعا دادی مردک مماخمم عمل کردم لیسانس کامپیوتر رو این ترم میگیرم. و بعدش یسری برنامه ها دارم یک سال هم شرکت برنامه نویسی مشغول بودم بخاطر حقوق کم در
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
https://uupload.ir/view/girls-like-you-maroon-5-ft-cardi-b_vnq0.mp3/
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
داشتم درسمو میخوندم hr زنگ زد یساعت تصویری حرف زد باهام اولین بارم بود ک با ی پسر تصوریری حرف میزنم البته خب من این پسرو یساله میشناسم و واقعا پسر با جنبه و خوبیه خودشم رل داره ی مشکلاتی داشت ک بمن گفت و باهم حلش کردیم ولی گند زد تو درس خوندنم البته اینا بهونس باید ببنیم از الان تا شب چقد میخونم همین دیه بای
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
مادرم دیروز گفت ب خواهرم ک (شیوه بلاغی) دلیل مریضی خواهرت تویی خواهرم گفت اول انداختی تقصیر خواهر بزرگه بعد من
بعد اون پسره فرزاد....یهو سکوت شد...چیزی نداشم بگم فقط گفتم : اسمشو نیار حالم بهم میخوره !
خود کرده را تدبیر نیس !
من همیشه همینم ادما یهو از چشمم میفتن و دیگ اون سایق نمیشن !
:)
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
چشام بازه و اشک میباره از چشام...پارسال این موقع کنارم بودی کنارم ک نبودی اسم باهم بودن رومون بود!
لنت بهت ک با من بد تا کردی لنت ب من ک خودمو کوچیک کردم و از چشت افتادم....لنت ب این دنیای نامرد
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
سرشو گذاشت رو پاهام...کلی با صورتش ور رفتم :| لباشو غنچه کردم صورتشو فشار دادم
بعد گفت با صورتم حال میکنه دیگه...منم اخم کردمم رومو برگردوندم..گفت نهه شووخی کردممم
:) بعد نوبت من شد سرمو گذاشتم رو پاش ...عینکمو داد بالاتر منم دوباره دادمش پایین!
همین!
همین!
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
هه چقد دیشب ناراحت شدم و بهم برخورد ببین ب خودش اجازه میده با من چجوری حرف میزنه
ینی من اگ این سری بهش پیام دادم باهاش خوش رفتاری کردم فلانی نیستم ://///
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
الهی من قربونت برم کاپیتان من:/
من این همه دعا کردم بالاخره جواب گرفتم بعده 9 ماه با تو دو کلمه حرف زدم همینقدم بسه برام...
انقد دعا میکنم تا برگردی زندگی م
+ثانیه ها کنار تو به مردن عادت میکنن...:_
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
too berooza xhera nemirm akhe
moshkel kojast
ba dota moroorgr emtehan mikonm:/
nemishe khob
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی
ولی اگ خوندی بگو حست چیه
منم اصلا ضعیف نیسم و خیلیمـ
....فقـط یکم....همین!/
خانوم پرستار میگف خواهشا اهنگ گوش نده مهراب ک گوش نمیدی گفتم میدادم دیگ نمیدم
میگف چرا ولش نمیکنین هرکی مهراب گوشی میده اینجا بستریه خودشو باید بستری کنن
ولی خب خوبه وقتی میخوای تیغ بزنی و خون بیاد بیرون حال کنی اون ی بنزینه رو هیزمت:) اون خونم آتیشه شایدم تیغ
بیخی
ادامه مطلب:/
برچسب:
نویسنده: بردیا حکیمی