خرید بک لینک

درباره سایت

رمز نداره

امکانات وب

من ک از بروزا محدودم برای شما مینویسم ! من بعد ۴ سال رابطه با کاپیتان خودم تمومش کردم‌چن وقت پیش متاسفانه اصلا اون چیزی ک فک میکردم نبود کار نمیکرد بیرون نمیبرد فقط خونه. و حتی چن بار از من پول گرفت ! نمیدونم مرد زندگی نبود خیلی خودشیفته و شکاک میگفت تو بمن دعا دادی ک اینجوری عاشقت شدم نرو یکی نیس بگه تو بمن دعا دادی مردک مماخمم عمل کردم لیسانس کامپیوتر رو این ترم میگیرم. و بعدش یسری برنامه ها دارم یک سال هم شرکت برنامه نویسی مشغول بودم بخاطر حقوق کم در

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: پنجشنبه 19 شهريور 1405 ساعت: 13:15

کسی اینجارو میخونه ؟ منو کاپیتان یکسال و نیمه باهمیم و این دومین سال تحویلیه ک پیاپی کنارشم ♡ دوست دلبر سنگدل من . . .. .. شما خوبین ؟ کسی هست ؟

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: شنبه 1 ارديبهشت 1403 ساعت: 15:46

https://uupload.ir/view/girls-like-you-maroon-5-ft-cardi-b_vnq0.mp3/

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 20:31

وای خدا تو ببین حال خراب چشاش...:) ی خاطره خنده داره یبار برام اهنگ خوند ینی فک کنم سومین باری ک دیدمش اهنگ محسن یگانه و علی یاسینی و انصافا زیبا خوندحالا : دختر: برو خواننده شو پسر:صدام خوبه؟ دختر : خیلی،(پسر ذوق میکند)...میگم اینارو برا من خوندی؟ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 16:41

داشتم درسمو میخوندم hr زنگ زد یساعت تصویری حرف زد باهام اولین بارم بود ک با ی پسر تصوریری حرف میزنم البته خب من این پسرو یساله میشناسم و واقعا پسر با جنبه و خوبیه خودشم رل داره ی مشکلاتی داشت ک بمن گفت و باهم حلش کردیم ولی گند زد تو درس خوندنم البته اینا بهونس باید ببنیم از الان تا شب چقد میخونم همین دیه بای

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 19:27 توسط felani |

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 16:41

بهترین پدر دنیا واقعا عاشقشم...مردی ک اگ بیرون بریم خانوادگی نمیزاره کسی حساب کنه خودش حساب میکنه مردی ک همش دختراشو بغل میکنه میبوسه مردی ک خیلی سیاستی و دعوایی و ژذاب لنتیه مردی ک ب دخترش مشاوره میده و حرفای انگیزشی میزنه مردی ک ب همه کمک میکنه و ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 16:41

مادرم دیروز گفت ب خواهرم ک (شیوه بلاغی) دلیل مریضی خواهرت تویی خواهرم گفت اول انداختی تقصیر خواهر بزرگه بعد من

بعد اون پسره فرزاد....یهو سکوت شد...چیزی نداشم بگم فقط گفتم : اسمشو نیار حالم بهم میخوره !

خود کرده را تدبیر نیس !

من همیشه همینم ادما یهو از چشمم میفتن و دیگ اون سایق نمیشن !

:)

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 7:12 توسط felani |

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 16:41

چشام بازه و اشک میباره از چشام...پارسال این موقع کنارم بودی کنارم ک نبودی اسم باهم بودن رومون بود!

لنت بهت ک با من بد تا کردی لنت ب من ک خودمو کوچیک کردم و از چشت افتادم....لنت ب این دنیای نامرد

+ نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 20:59 توسط felani |

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 16:41

سرشو گذاشت رو پاهام...کلی با صورتش ور رفتم :| لباشو غنچه کردم صورتشو فشار دادم

بعد گفت با صورتم حال میکنه دیگه...منم اخم کردمم رومو برگردوندم..گفت نهه شووخی کردممم

:) بعد نوبت من شد سرمو گذاشتم رو پاش ...عینکمو داد بالاتر منم دوباره دادمش پایین!

همین!
همین!

+ نوشته شده در جمعه سیزدهم فروردین ۱۴۰۰ ساعت 9:54 توسط felani |

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 13 فروردين 1400 ساعت: 16:41

هه چقد دیشب ناراحت شدم و بهم برخورد ببین ب خودش اجازه میده با من چجوری حرف میزنه

ینی من اگ این سری بهش پیام دادم باهاش خوش رفتاری کردم فلانی نیستم ://///

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 29 فروردين 1399 ساعت: 3:50

الهی من قربونت برم کاپیتان من:/

من این همه دعا کردم بالاخره جواب گرفتم بعده 9 ماه با تو دو کلمه حرف زدم همینقدم بسه برام...

انقد دعا میکنم تا برگردی زندگی م

click

+ثانیه ها کنار تو به مردن عادت میکنن...:_

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:04

too berooza xhera nemirm akhe

moshkel kojast

ba dota moroorgr emtehan mikonm:/

nemishe khob

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 10:04

نمیدونم با ادامه مطلب میخندی یا ناراحت میشی یا ب هیجات نیس

ولی اگ خوندی بگو حست چیه

منم اصلا ضعیف نیسم و خیلیمـ

....فقـط یکم....همین!/

خانوم پرستار میگف خواهشا اهنگ گوش نده مهراب ک گوش نمیدی گفتم میدادم دیگ نمیدم

میگف چرا ولش نمیکنین هرکی مهراب گوشی میده اینجا بستریه خودشو باید بستری کنن

ولی خب خوبه وقتی میخوای تیغ بزنی و خون بیاد بیرون حال کنی اون ی بنزینه رو هیزمت:) اون خونم آتیشه شایدم تیغ

بیخی

ادامه مطلب:/

برچسب: نویسنده: بردیا حکیمی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 0:36

صفحه بندی